
نوشته شده توسط : webdesigner7
همانطور که میدانید ایجاد برند و برند سازی آن (برندینگ) بسیار مسئله ای مهم است ، در این مقاله سعی شده به توضیح ۳ روشی بپردازیم که شرکت ها بتوانند با کمترین هزینه بیشترین بازدهی را در برندیگ داشته باشند.
1. هدف ، مشتریان شما هستند ![]() 2.منافع عاطفی خود را پیدا کنید 3. ایجاد یک تجربه
:: بازدید از این مطلب : 207 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : webdesigner7
به علت رقابتی شدن بازار، مشتری روز به روز ارزش بیشتری پیدا می کند. چالش هایی از قبیل تشدید رقابت جهانی، افزایش مستمر انتظارات مشتریان و متعاقبا تقاضای آنها به منظور افزایش بهبود کیفیت محصولات وخدمات، باعث شده است که شرکتها دیگر نتوانند به طور موثر نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنند و خطر از دست دادن مشتریان ناراضی به سمت رقبا و همچنین کاهش نهایی سود، ورشکستگی شرکت را به دنبال خواهد داشت.
وقتی مشتریان به شرکت افتخار می کنند ، حجم خریدشان را افزایش می دهند ، چیزهای مثبتی در مورد شرکت می گـــویند و شرکت را به دوستان و خویشــاوندان توصیه می کنند. آنها به طور عملی نشان می دهند که با شرکت هم پیمان و پیوسته اند . از طرف دیگر، وقتی مشتری نزد دوستان، خویشان، نمایندگیهای داخلی و خارجی شکایت می کند یا به سوی شرکت دیگری می رود ، عملا نشـان می دهد که تصمیم به ترک شرکت گرفته و کمتر برای این شرکت خرج می کند محققین نشان داده اند که تفاوتهای مفهومی مهمی بین وفاداری به فروشنده و وفاداری به شرکت وجود دارد . محققان دریافته اند که وفاداری اولیه مشتری مربوط به نیروی فروش بوده که وفاداری مشتری نسبت به شرکت را به طور مثبتی تحت تاثیر قرار می دهد. آنها دریافتند که احساس مثبت نسبت به کارکنان اغلب به شرکت منتقل می شود. مقاصد رفتاری مشتری می تواند به عنوان یک شاخص دیده شود که نشان می دهد آیا مشتری باقی خواهد ماند یا شرکت را ترک خواهد کرد . وفاداری مشتری به عنوان یک مانع در مقابل تغییر رفتار وی عمل می کند. در واقع ثابت شده است که وفاداری دربین مشتریان خدمات نسبت به مشتریان محصولاتِ ملموس، شایع تر است. درزمینه خدمات، ویژگی های غیر ملموس مانند اعتبار و اطمینان ممکن است نقش اصلی را در ایجاد و حفظ وفاداری ایفا نمایند. در زمینه خدمات، وفاداری به طور مکرر به عنوان رفتار مشاهده شده تعریف شده است. ![]() تمامی توضیحات فوق به منظور آشنایی بهتری با مقوله وفاداری به برند، وفاداری به محصول، وفاداری به خدمت وفاداری به فروشنده و شرکت است. البته در اینجا موضوع بحث ما فقط وفاداری به برند است. وفاداری به برند چیست؟ وفاداران به برند تفکری اینچنین دارند: – نسبت به برند متعهد هستند. چرا وفاداری به برند دارای نتایج بسیار بااهمیتی است؟ 1. حجم فروش بیشتر: شرکتهای آمریکایی که نیمی از مشتریان خود رادر طول پنج سال از دست می دهند، سالانه ۱۳۰ درصد ضرر وخسارت از کاهش مشتریان خود می بینند. این آمارنشان دهنده چالشهایی است که شرکتها برای رشد در محیط رقابتی با آن روبه رو هستند. رسیدن به رشد سالانه ۱درصد نیازمند افزایش فروش به مشتریان فعلی و جدید به میزان ۱۴درصد است. کاهش خسارت مشتریان می تواند به صورت مهیجی رشد تجاری ووفاداری به برند را بهبود بخشد، که این منجر به فروش ثابت ویا افزایش فروش با افزایش تکرارخریدآن برند می شود. 2. توانایی افزایش قیمت: مطالعات نشان می دهد که همان اندازه که وفاداری به برند افزایش می یابد، مشتریان کمتر به تغییر قیمت حساس هستند. عموما مشتریان مایل به دادن قیمت بیشتر برای علامت تجاری برگزیده یا منتخب خود هستند. زیرا آنها ارزشهای بی نظیری در آن برند یا علامت تجاری مشاهده کرده اند که گزینه های دیگرآنرا ارائه نمی کنند. 3. حفظ مشتری بهتر ازجستجوی اوست: وفاداران به برند مایل به جستجوی مارک مطلوب خود هستند وکمتر به ترفیعات رقابتی حساس هستند. نتیجه این کار هزینه کمتر برای توزیع، رقابت و بازاریابی است. در اینجا بد نیست اشاره ای به یک مطلب بسیار مهم در مورد وفاداری داشته باشیم وآن اینکه: «گانش» دونوع عامل در ابعاد وفاداری پیدا کرد:
وفاداری فعال که ما آنرا وفاداری آگاهانه می نامیم ، تصریح برآن دارد که مشتری وفادار با آگاهی واعتماد کامل و با نگرشی کاملا مثبت نسبت به مارک ویژه آنرا به دیگران توصیه می نماید ودوستان خود را تشویق به خرید آن می کند وجملات مثبتی در مورد مارک به کار می برد .جملاتی که شاید ساخته وپرداخته خود اوست و تراوش افکار وعقاید اودرمورد برند ویژه است. وفاداری انفعالی که ما آنرا وفاداری غیر آگاهانه یا عادت به تکرارخرید می نامیم تکیه برآن دارد که فرد بدون دلیل وبدون توجه به محصولات رقبا وحتی در شرایط تقریبا منفی اقدام به تکرارخرید محصول می کند و نظری درمورد برند ویژه وتوصیه ای به دیگر افراد ندارد. پر واضح است که وفاداری به برند چنانچه از نوع فعال یا آگاهانه باشد، قابل طرح وانگیزه ای برای تبدیل خریدکنندگان تصادفی به وفاداران به برند است. فرایند وفاداری به برند چگونه است؟ به عنوان مثال اکثر خوانندگان آگهی مسافرتی آنهایی هستندکه از سفربرمی گردند. تبلیغات (آگهی ها) رفتار ودرک یک مسافر را قوی می کند. بیاد بیاورید که تقویت رفتارها از تغییر آنها آسانتر است و فروش زمانی شروع می شود که یک خریدار را به یک وفادار تبدیل کنید.
:: بازدید از این مطلب : 252 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : webdesigner7
در دنیای گجت ها این شعار مرسوم است که " خودتان خودتان را بخورید، یا دیگران این کار را می کنند". استراتژی های چند برندی همواره برای تضمین بقا در بازار توسط متخصصین بازاریابی و برندینگ مورد استفاده قرار میگیرد، گاهی به دلیل کاهش سودآوری تولید و توزیع یک محصول، محصولات مشابه با نام تجاری دیگر و حتی با قابلیت های دیگر یا ارزش پیشنهادی جدیدی وارد بازار میشود تا به کمک این استراتژی سودآوری افزایش یافته و یا سهم بازار محصولات افزایش یابد.
این رویکرد را در ادبیات برندینگ " خودخوری " می نامند. وقتی با متخصصین عرصه ی برندینگ صحبت می کنیم، آنها دلایل زیر را علت بروز استراتژی های چند برندی و یا همان خودخوری در برند، میدانند. 1- آنها معتقدند که این استراتژی سبب افزایش وابستگی خرده فروشان به محصولات ما میشود زیرا آنها قفسه ای خود را با انواع محصولات ما و با نام های مختلف پر میکنند و اصطلاحا shelf space خرده فروشان را افزایش میدهیم و این مورد احتمال فروش محصولات را افزایش میدهد. ![]() 2- به علت تغییر الگوهای مصرف در دنیای امروز معمولا مصرف کنندگان برای کالاهای تند مصرف، برندهای مختلف را تست میکنند تا به انتخاب نهایی برسند و در هر صورت انتخابشان از بین محصولات ما خواهد بود. 3- برندهای جدید از بعد ایجاد انگیزه و خلق جو خلاقانه در فرایند تولید و همچنین ایجاد تحول در بازار و پاسخ دادن به تنوع طلبی مشتری این استراتژی را پیشنهاد میدهند و دلایل بقا و جاودانگی در بازار را بر اساس ایجاد تحول چشمگیر محقق می سازند. رویکرد چند برندی زمان کاربردی خواهد بود که تبلیغات مناسبی برای همه ی محصولات و خدمات ارائه گردد و برندهای جدید ما علاوه بر آنکه رقیب هم نیستند، بتوانند سهم بازار رقبا را نیز تصاحب کنند و در کل سودآوری را افزایش دهند. جایگاه یابی در بازار فرایندی است که به صورت مرتب و زمان بندی شده (استراتژیک) یا به صورت موردی در مقابل کنش رقبا (تاکتیکی) صورت می پذیرد که یکی از راهکارهای جایگاه یابی مجدد در بازار و ایجاد آگاهی از برند راهکار چند برندی می باشد. اما در کنار این مزایا این خطر نیز وجود دارد که با تقسیم بازار برای برندهای مختلف سودآوری کاهش یابد زیرا هزینه ی تبلیغات و برندینگ در گام ابتدایی برای هر محصول بسیار بالاتر از تبلیغات و برندینگ محصول ترویج شده در بازار می باشد، پس ممکن است این استراتژی ضررهای مالی زیادی را به سیستم وارد نماید.
ایجاد یک برند شخصی و پایداراین که شما چگونه توسط دیگران درک می شوید، در واقع به تلاش تان بستگی دارد. باید به سوال های زیادی پاسخ دهید. سوالاتی نظیر این که آیا شخصیت شما کسل کننده است یا هیجان آور؟ دوست دارید وقتی شما را به خاطر می آورند، چگونه باشید؟ تاثیرگذار، معمولی یا غیرقابل اعتنا؟ اما باید گفت که همیشه این طور نیست. گاهی اوقات افرادی را می توان دید که با وجود تلاش بسیار برای شناساندن خودشان، موفقیت چندانی حاصل نمی کنند.
از این بدتر زمانی است که برخی دیگران را قانع می کنند که در صدر قرار دارند و بسیار مورد توجه هستند، اما بعد از گذشت مدت کوتاهی متوجه می شوند که چنین برداشتی فقط یک سراب بوده است و تصویرشان به راحتی فراموش و از ذهن ها پاک می شود. بنابراین باید تصویری واقعی از خود شکل دهید. تصویری که صداقت، درستی و ارزش های واقعی ارکان اصلی آن را تشکیل می دهند. در اینجا برخی از روش هایی که می توان به کمک آنها برندی مشخص و پایدار از خود در اذهان مخاطبین ایجاد کرد، برمی شماریم. اینها نکاتی هستند که در صورت رعایتشان شخصیتی تاثیرگذار را تداعی خواهند کرد. اصل اساسی در این روند آن است که به انتظارات مخاطبینمان در مورد خود توجه کنیم. برند موفق شخصیت ما همان تصویری است که آنها از آن لذت می برند، نه آن ذهنیتی که ما از خودمان داریم.
![]()
1- به عناصری که می خواهید آنها را در مورد خودتان ترویج دهید، فکر کنید و سپس مواردی را که تصور می کنید برای جلب توجه دیگران نیاز است، فهرست کنید. و نکته آخر این که کسی باشید که خودتان یا افرادی که می شناسید به آن افتخار کنند. شخصیتی باشید که دیگران دوست دارند زمانی را با او سپری کنند.
:: بازدید از این مطلب : 312 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : webdesigner7
ارتباط قوی، وفاداری و اعتماد به برند چیزهایی هستند که قابل خرید نمی باشد و فقط در طول زمان قابل کسب می باشد. اما ما در عصر دیجیتال به سر می بریم و همه چیز به سرعت در حال حرکت می باشد از سویی نیازمند ایجاد ارتباطی قوی و ماندگار با مشتریان برند خود هستیم.
مسئله ای که ذهن بسیاری از صاحبان برند را به خود مشغول نموده این است که چگونه در مدت زمانی نه چندان طولانی بتوان این ارتباط را بوجود آورد و به سرعت به انتشار ویژگی های برند در میان افراد جامعه پرداخت.داستان سرایی نوع خاصی از بازاریابی محتوایی می باشد و همواره به عنوان یکی از ابزارهای فروش و بازاریابی محتوایی به حساب آمده است و در این بین توانسته است کمک شایانی به مدیران و صاحبان برند نماید و مسیر را برای تولید محتوای شنیدنی و قابل انتشار، از سوی برند هموار کند. برند داستان سرا می تواند با اشتراک محتوایی ارزشمند به جذب مشتریان بالقوه بپردازد و آنها را به مشتریانی وفادار تبدیل نماید. داستان برند فقط یک شعار جذاب بر روی بیلبوردهای شهر نیست بلکه یک استراتژی برای رشد در آینده و ایجاد رابطه با مشتری می باشد. تمامی دستاوردهای برند از ایده تا مفهوم خود شامل داستان می باشد و همه چیز در عنصر برند از رنگ، بافت و بسته بندی تا کارکنان و شرکا بخشی از داستان برند هستند پس تعریف آن به وسیله ی برند کار دشواری بنظر نمی رسد فقط باید به دنبال یک تجربه مشترک انسانی هیجان انگیز بود که قابل روایت باشد.
برای داستان سرایی برند می توان از توصیه های زیر استفاده نمود: ![]() 1- قهرمان داستان را بشناسید و او را در مرکز داستان قرار دهید: بطور معمول بسیاری از برندها برای داستان سرایی خود، برند را به عنوان قهرمان داستان انتخاب می نمایند و داستان برند حول شخصیت ایجاد شده توسط برند تعریف می گردد اما برند های موفق تر سعی می کنند مصرف کننده را تبدیل به قهرمان داستان برند نمایند و با ایجاد تجربه ای دلنشین وی را بخشی از این داستان قرار دهند. توجه به این موضوع که مشتری (مصرف کننده) باید در محیط کسب و کار شما بدرخشند بسیار پر اهمیت است و توجه به آنها به عنوان قهرمان بر ارزش پیشنهادی برند برای مشتریان می افزاید. 2- هدف داشته باشید: باید بدانید هدف برند شما چیست و قرار است چه کاری را انجام دهد برای مثال موسسات خیریه ای که در جهت کمک به آوارگان جنگی فعالیت می کند داستان بهتری را می تواند روایت کند زیرا هدف از فعالیتش برای مخاطبانش مشخص می باشد. بیان هدف مشتریان را نیز در مسیر شما همراه می کند و همواره آنها را به مشارکت دعوت می کند تا بتوانید در ادامه ی مسیر از همراهی و همدلی آنها بهره ببرید. 3- داستان برند را به تصویر بکشید: روایت داستان به تنهایی کافی نیست بلکه بهتر است به تصویرسازی پرداخته شود زیرا معمولا تصاویر بهتر می توانند احساسات را منتقل نمایند و ماندگاری بیشتری در ذهن مخاطبان برند دارند. 4- سرگرمی ایجاد کنید: یک داستان خوب برای اینکه بتواند مخاطبش را درگیر نماید و مدت طولانی با خودش همراه سازد باید بتواند سرگرم کننده باشد و انگیزه ای در افراد ایجاد نماید که این داستان را برای دیگران هم بازگو نمایند تا بتوان به کمک بازاریابی ویروسی این داستان را در سراسر جامعه ترویج نماییم. 5- احساسات مصرف کننده را درگیر نمایید: برای داستان سرایی نیاز داریم داستانی که روایت می نماییم مورد باور مصرف کنندگان برند قرار گیرد و مردم معمولا وقتی احساساتی می شوند، راحت تر باور می کنند. 6- داستانی ادامه دار بسازید: اکثر برند های موفق داستان هایی ادامه دار دارند و مخاطبانشان را به پیگیری ادامه ی داستان ترغیب می نمایند زیرا منتظر ماندن برای شنیدن ادامه ی داستان می تواند تجربه ای دلنشین باشد.
برند در دنیای مجازینامی که برای شرکت خود انتخاب کرده اید، شعار تبلیغاتی، رنگ هایی که در لوگو و طراحی های خود بکار برده اید و محتوایی که منتشر می کنید، جنبه های بصری و پیام برند شما را انتقال می دهند.در واقع برند شما نشان دهنده و در بر گیرنده تمامی فعالیت های تجاری شما است. برای معرفی برندتان درفضای مجازی باید از قبل فکر و برنامه ریزی کنید چون تصویری که از همان ابتدا در ذهن مشتریان شکل می گیرد به سختی قابل تغییر است.
با توجه به نکات زیر می توانید برند خود را به صورت حرفه ای به مخاطبانتان معرفی کنید. نکات زیر را بهتر است انجام دهید 1. جذابیت های بصری. اگر قصد دارید برای سازمان خود یک پروفایل آنلاین ایجاد کنید، بهتر است از همان ابتدا حرفه ای ظاهر شوید چرا که تصویر سازمان از همان ابتدا در ذهن کاربران شکل می گیرد. وب سایت شما معرف سازمان شماست و هرچه حضور شما در اینترنت حرفه ای تر و جذاب تر باشد، تصویر بهتری از سازمان شما در ذهن کاربران ایجاد می شود. باید خود را طوری معرفی کنید که مشتریان بدانند حرفه ای هستید و کیفیت و خدمات اولویت های شما هستند. اما چگونه ثابت کنیم که در دنیای مجازی هم به اندازه دنیای واقعی حرفه ای هستیم؟ ممکن است کمی ظاهربینانه به نظر برسد اما تجربه نشان داده است که کاربران اینترنت به جنبه های بصری توجه ویژه ای دارند. به همین منظور بهتر است وب سایت یا لوگوی سازمان را به نوعی طراحی کنید که توجه کاربران را جلب کند. می توانید از طراحان وب سایت کمک بگیرید یا از ابزارهای طراحی وب سایت استفاده کنید. من Wix را پیشنهاد می کنم.
![]()
2. حضور فعال و ارتباط با مخاطبان. برای اینکه کسب وکار شما معنا پیدا کند، باید با کاربران در ارتباط باشید. به این منظور باید پیش از انتخاب محتوای سایت، یک استراتژی بازاریابی اتخاذ کنید. این استراتژی باید با نیازها و خواسته های مخاطبان شما همسو باشد. بنابراین، ایجاد یک پروفایل آنلاین تنها طراحی یک وب سایت یا صفحه در شبکه های اجتماعی نیست بلکه انتشار محتوا و مطالبی است که برای مخاطبان شما جالب و حائز اهمیت باشد. به این منظور باید از عبارات و کلیدواژه های خاص بارها و بارها استفاده کنید تا اگر مثلا کاربری مطلبی را در گوگل جست وجو کرد، در صفحه نتایج جست وجو، سایت شما بالاتر از بقیه سایت ها قرار بگیرد (در حوزه بازاریابی اینترنتی به این عمل بهینه سازی موتور جست وجو یا SEO می گویند). 3. ارسال یک پیام منسجم. از آنجا که در عصر دیجیتال میان مشتریان و سازمان ها کانال های ارتباطی بسیاری وجود دارد (مجلات، وب سایت ها، شبکه های اجتماعی، بیلبوردها و...) گاهی مشتریان و مخاطبان از دیدن ده ها پیام متفاوت از سوی یک برند دچار سردرگمی می شوند. به همین منظور باید تلاش کنید تا یک پیام واحد و منسجم را به مخاطبان خود منتقل کنید. اگر پیامی که به مخاطبان خود منتقل می کنید واحد و منسجم باشد، تصویری محکم و به یاد ماندنی از سازمان شما در ذهن مخاطبان شکل خواهد گرفت و هر کجا نشانه ای از شما ببینند (لوگو، شعار یا نقاشی) فورا به یاد شما خواهند افتاد. همین امر موجب می شود که مشتریان بارها و بارها به شما رجوع کنند و به شما وفادار باشند. پیام شما باید معرف ارزش های سازمان باشد و با تصویری که از سازمان خود ارائه کرده اید، همخوانی داشته باشد. 4. رهبری افکار مخاطبان. تمام بازاریابان، بازاریابی و تبلیغات را خوب بلدند اما کمتر کسی می تواند افکار را رهبری کند. رهبری افکار، کار آسانی نیست و نیازمند زمان و تلاش بسیار است اما اگر به جای تبلیغات به روش های سنتی بتوانید افکار را رهبری کنید، از تمام رقیبان خود یک قدم جلوتر خواهید بود. اگر رهبری افکار را فرابگیرید، دیگر تنها یک بازاریاب نیستید، بلکه یک رهبر هستید و این یعنی نفوذ بیشتر. اما چگونه رهبر افکار شویم؟ هیچ کس رهبر به دنیا نیامده و این مهارتی است که باید به مرور زمان کسب کنید. وظیفه رهبر افکار، تنها ارائه محتوا نیست. او مسائل و گرایشات را از زوایای مختلفی بررسی می کند، راه حل های جایگزین را در نظر دارد و می تواند گرایش های مردم را پیش بینی کند. نکات زیر را بهتر است انجام ندهید 1. تظاهر کردن. هرگز به آنچه که نیستید تظاهر نکنید چرا که اگر تظاهر کنید، مشتریان شما احساس می کنند در معامله با شما فریب خورده اند، اعتماد خود را از دست داده و وجهه سازمان و تصویری که از شما در ذهن مشتریان نقش بسته، مخدوش خواهد شد. بهتر است سازمان خود را همان گونه که هست، بر اساس فرهنگ، اصول و ارزش هایش معرفی کنید. اگر هنگام معرفی سازمان شفاف عمل کنید، میان آنچه مشتریان درباره شما می خوانند با آنچه در عمل می بینند تفاوتی نخواهد بود و این یعنی تصویر یک برند قابل اعتماد. 2. استفاده از شبکه های اجتماعی به عنوان یک خیابان یک طرفه. شبکه های اجتماعی با رسانه های سنتی متفاوتند از این جهت که شما از رسانه های سنتی تنها برای معرفی برند خود به عموم مردم استفاده می کنید. اما شبکه های اجتماعی مانند یک خیابان دوطرفه اند. ایجاد یک پروفایل آنلاین تنها به معنای ایجاد یک صفحه در فیس بوک یا یک حساب کاربری در توییتر نیست. شما در شبکه های اجتماعی باید با مشتریان گفت وگو کنید، از آنها نظرسنجی کنید و به سوالات و مشکلات آنها پاسخ دهید. از این طریق شما به مشتریان اعلام می کنید که به نظرات آنها اهمیت می دهید و آنها نیز در امور مربوط به برند شما سهم دارند. 3. کپی برداری و تقلید از برندهای دیگر. کپی برداری عملی است که نه به مذاق مشتریان خوش می آید و نه به مذاق کسب وکارهای دیگر. به جای تقلید از برندی که مدت ها است جای خود را میان مشتریان باز کرده، بهتر است تحقیق کنید و ببینید که نیازهای بازار کدامند و چگونه با استفاده از تاکتیک های مختلف می توانید محصول یا خدمات متفاوت عرضه کنید. آنچه شما را از سایرین متمایز می کند در واقع نقطه قوت شما است. با نوآوری و فرهنگ سازمانی منحصربه فرد می توانید تصویری متفاوت از برند خود ارائه کنید. 4. فراموش کردن دنیای واقعی. هرچند نقش دنیای مجازی در حفظ و بالا بردن وجهه یک برند غیرقابل انکار است اما نباید دنیای واقعی را فراموش کنیم. می توانید با سازمان های محلی، اتاق های بازرگانی یا موسسات خیریه همکاری کنید. فراموش نکنید که امکان ایجاد ارتباطات حضوری و عاطفی از طریق دنیای واقعی بیشتر از دنیای مجازی است. با مشتریان و رهبران سایر برندها ارتباط حضوری برقرار کنید و برند خود را در دنیای واقعی نیز معرفی کنید. هر یک از این افراد می توانند دوستان یا مربیان آینده شما باشند. 5. نادیده گرفتن عوامل برون سازمانی. هرچند عواملی چون فرهنگ و فلسفه سازمانی در شکل گیری یک برند نقش مهمی ایفا می کنند اما هنگام معرفی سازمان، نباید عوامل خارجی و عرصه های دیگر را نادیده بگیریم. باید گرایشات سهامداران و عوامل اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی را همواره در نظر داشته باشیم و ببینیم که هر یک از این عوامل چگونه برند ما و وجهه آن را نزد مشتریان تحت تاثیر قرار می دهند. اگر این عوامل را در نظر داشته باشید، برند شما برای مشتریان معنا می یابد و آن را به خاطر خواهند سپرد.
:: بازدید از این مطلب : 347 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : webdesigner7
جایگاه سازی یک برند، تمام ویژگی هایی است که شما برای نام تجاری خود تعریف و طراحی کرده اید و این ویژگیها همانند یک نقاشی در ذهن مخاطبان شما جای گرفته است. هنگامی که برند (نام تجاری) خود را تعریف می کنید، گام مسلم بعدی، تثبیت موقعیت آن برند (جایگاه سازی برند) است، اما چگونه و طی چه فرایندی می توانیم جایگاه مناسبی را ذهن مشتری بدست آوریم!
همه ی ما اهداف را دوست داریم و به دنبال خلق برند به عنوان یک هدف هستیم اما فرایند کارآمد و مفید برای تدوین برنامه ای مدون دستیابی به برند را مورد توجه قرار نمی دهیم پس در ادامه در نظر داریم مراحل 7 گانه برای برنامه ریزی و دستیابی به جایگاه مناسب برند را با یکدیگر مرور نماییم.
در سطوح مختلف و بسیاری می توان از تجزیه و تحلیل های موضع یابی استفاده کرد: سطح شرکت ، سطح واحد فعالیت ، سطح طبقه محصول ، سطح خانواده خاصی از محصولات یا سطح نام تجاری خاص. در سطح شرکت یا واحد فعالیت ، از چنین تجزیه و تحلیل هایی می توان برای تعیین نحوه جا افتادن یک شرکت یا یک واحد فعالیت در بازار در مقایسه با رقبایشان استفاده نمود. در سطح طبقه محصول ، این تجزیه و تحلیل به بررسی نظرات مشتریان درباره انواع محصولاتی می پردازد که از نظر آنها جایگزین یکدیگرند و می توانند نیاز اساسی یکسانی را برآورده سازند. مثلا فرض کنید که یک شرکت دارد معرفی و عرضه یک نوشیدنی جدید مناسب صبحانه را بررسی می کند. این محصول جدید باید با دیگر غذاهای صبحانه مثل تخم مرغ ، سوپ جو ، پنیر و حتی لقمه های نان و پنیر رقابت کند. برای درک موقعیت این محصول جدید در بازار ، مدیر بازاریابی بر اساس ویژگی های تعیین کننده کلیدی مختلف می تواند نظرات مصرف کننده را در خصوص این محصول جدید و در مقایسه با دیگر محصولات جایگزین موجود جویا شود و به دست آورد. ![]() گام دوم در جایگاه یابی برند : شناسایی ویژگی های تعیین کننده موضع یابی را می توان بر اساس انواعی از ویژگی ها انجام داد، برخی از آنها که دارای ویژگی ها یا منافع مطلوب و مناسب به عنوان یک معیار موضع یابی برخوردارند به جای دیگر ویژگی ها استفاده می شوند. انواع متداول مبانی موضع یابی عبارتند از:
مصرف کنندگان می توانند از ویژگی های زیادی برای ارزیابی محصولات یا نام های تجاری استفاده کنند اما تعداد کمی از این ویژگی ها بر انتخاب مشتری تاثیر می گذارند، زیرا مصرف کنندگان تنها از آن ویژگی هایی که می شناسند برای ارزیابی استفاده می کنند. هر قدر متغیر بیشتری در ارزیابی یک محصول استفاده شود، احتمال سردرگمی و حتی بی اعتمادی مصرف کننده بیشتر می شود. فعالیت موضع یابی باید تا حد امکان به شکلی ساده انجام شود و به هر قیمتی از پیچیده شدن این فرآیند باید جلوگیری نمود. هنگام استفاده از یک یا چند ویژگی به عنوان مبنایی برای موضع یابی باید به خاطر داشت که اهمیت قائل شده برای هر ویژگی اغلب متفاوت از اهمیت داده شده برای ویژگی های دیگر است. حتی یک ویژگی مهم نیز ممکن است تاثیر زیادی روی انتخاب مشتری نداشته باشد، اگر از نظر او همه نام های تجاری موجود در بازار از حیث آن ویژگی تقریبا یکسان باشند. گام سوم در جایگاه یابی برند : جمع آوری اطلاعات مربوط به نظرات مشتریان درباره محصولات موجود در محیط رقابتی مدیر بازاریابی پس از انتخاب یک سری محصولات رقابتی ، می باید بداند کدام ویژگی ها برای بازار هدف تعیین کننده اند و همچنین طبقه محصول در دست بررسی را نیز می باید بشناسد. او همچنین می باید نظر مشتریان درباره محصولات مختلف در محیط رقابتی را با توجه به این ویژگی ها بداند. این اطلاعات بازار را باید در وهله نخست از طریق انجام تحقیقات کیفی، مصاحبه یا گروه های کانونی ، به دست آورد تا مشخص شود که کدام ویژگی ها، تعیین کننده اند. سپس به منظور جمع آوری اطلاعات مربوط به امتیاز محصولات رقابتی از حیث این ویژگی ها ، می باید تحقیقات کمی – شاید نظر سنجی از مصرف کنندگان- صورت پذیرد.
فارغ از اینکه فرایند موضع یابی درباره یک محصول جدید هنوز معرفی و عرضه نشده صورت می گیرد یا درباره موضع یابی مجدد محصولی که موجود است ، مهم آن است که درکی روشن از موضع یابی محصولات رقابتی انتخاب شده صورت بگیرد. یک ابزار مفید برای انجام چنین کاری استفاده از شبکه موضع یابی یا نقشه ادراکی است. شبکه موضع یابی نمایش و ارائه بصری از موقعیت های محصولات یا نام های تجاری مختلف در محیط رقابت با توجه به دو ویژگی تعیین کننده، فرآهم می آورد. بنابر تعریف، نام تجاری ای که مصرف کننده آن را نمی شناسد، نمی تواند جایی را در ذهن آن مصرف کننده اشغال کند. اغلب مشتری سه یا تعداد کمتری از نام های تجاری موجود در یک طبقه محصول را خوب می شناسند، با وجود اینکه تعداد نام های تجاری موجود بیش از ۲۰ تا می باشد.بنابراین بسیاری از نام های تجاری جایی در ذهن و خاطر بسیاری از مصرف کنندگان ندارند. بنابراین اولین قدم در کسب جایگاهی متمایز و بارز برای یک نام تجاری ، آگاه کردن بازار و معرفی آن نام تجاری است. به این منظور باید نام تجاری را دائما و موکدا همراه یک یا چند مفهوم موثر بر تصمیم خرید مصرف کننده تبلیغ نمود. با ایجاد رابطه قوی بین یک نام تجاری و تعداد محدودی از ویژگی ها می توان جایگاهی برجسته برای یک نام تجاری ایجاد کرد. تعیین ویژگی هایی که بر اساس آنها جایگاه محصول مشخص می شود ، دستاورد اصلی فرآیند موضع یابی بازار و محرک اساسی استراتژی ارتباطات بازاریابی و همچنن استراتژی کلی شرکت است که نهایتا طراحی و اجرا می شوند. بدون داشتن اطلاعات شفاف درباره موقعیت مورد نظر محصول ، آژانس های تبلیغاتی ، کارکنان فروش و دیگر افراد دست اندرکار در آگاه کردن مردم و شناساندن محصول به بازار؛ انجام این کار مهم به دشواری صورت خواهد گرفت. گام پنجم در جایگاه یابی برند : تعیین برترین ترکیب ویژگی ها از نظر مشتریان تحلیلگران می توانند به روش های مختلف برتری های مشتری را ارزیابی و از آنها در یک تجزیه و تحلیل موضع یابی استفاده کنند. مثلا می توان از پاسخ دهندگان به نظرسنجی پرسید که محصول یا نام تجاری ایده آل آنها در یک طبقه محصول چیست؟ و چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ سپس پاسخ دهندگان به پیمایش می توانند محصول ایده آل خود و محصولات موجود را بر اساس چند ویژگی رتبه بندی کنند. یک روش دیگر آن است که از پاسخ دهندگان به پیمایش خواسته شود که نه تنها نظر خود را درباره میزان شباهت میان هر جفت نام تجاری موجود بیان کند بلکه نشان دهند و بگویند که برای هر یک از آنها چقدر اهمیت و برتری قائل اند. در هر صورت، تحلیلگر با استفاده از تکنیک های آماری مناسب می تواند محل امتیازهای ایده آل داده شده توسط مشتریان را، در رابطه با موقعیت های نام تجاری مختلف موجود در بازار، بر روی نقشه فضای محصول مشخص سازد. گام ششم در جایگاه سازی برند : بررسی ارتباط میان برتری های بخش های بازار با موقعیت فعلی محصولات یک معیار مهم برای تعریف بخش های بازار، تفاوت در منافع مورد نظر و مورد جست و جوی مشتریان است. از آنجا که تفاوت های میان نقطه ایده آل مشتریان گویا و بیانگر تنوع و تفاوت در منافع مورد نظر آنهاست، اما یک تجزیه و تحلیل موضع یابی بازار می تواند به سرعت بخش های برجسته بازار و همچنین نظرات مشتریان درباره تجاری مختلف را شناسایی کند و آشکار سازد. وقتی که نقطه ایده آل مشتریان در دو یا چند محل روی نقشه فضای محصول متمرکز می شوند و کنار یکدیگر قرار می گیرند تحلیلگر می تواند هر مجموعه را یک بخش بازار برجسته و مشخص قلمداد کند. جهت استفاده در تجزیه و تحلیل ها، هر خوشه یا مجموعه توسط دایره ای که بیشتر نقاط ایده آل آن بخش را دربر می گیرد مشخص می گردد؛ اندازه این دایره نشان دهنده اندازه و تعداد مشتریان موجود در یک بخش خاص می باشد. قدم ششم نه تنها بخش فرآیند موضع یابی تجزیه و تحلیل را به پایان می رساند و تکمیل می کند بلکه فرصت های جدید برای تولید محصولات جدیدی که بتوانند نیازهای کم تامین شده یا تامین نشده مشتریان کنونی را برآورده سازند، مشخص می سازد.
تصمیم نهایی درباره محل مناسب عرضه یک محصول جدید یا موضع یابی مجدد یک محصول موجود، می باید بر پایه تجزیه و تحلیل هدفگیری بازار مبتنی باشد. موقعیت انتخاب شده باید با برتری های یک بخش بازار خاص هم خوانی داشته باشد و موقعیت های فعلی نام های تجاری در حال رقابت با یکدیگر را نیز مورد توجه قرار داده باشد. همچنین می باید جذابیت فعلی و آتی بازار هدف (اندازه آن، رشد مورد انتظار و محدودیت های محیطی) و نقاط قوت و ضعف نسبی رقبا را نشان بدهد و مشخص سازد. چنین اطلاعاتی، به همراه تجزیه و تحلیلی از هزینه های لازم برای کسب و حفظ این موقعیت ها؛ ارزیابی آثار اقتصادی استراتژی های مختلف موضع یابی بازار را ممکن و میسر می سازد. :: بازدید از این مطلب : 281 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
|
|