نوشته شده توسط : جعفر

 

گوگل آنالیتیکس یا گوگل آنالیتیک (Google Analytics) یک سرویس رایگان تجزیه و تحلیل ترافیک وب سایت و یکی از سرویس های گوگل است. این سرویس ابزار مهمی برای کشف، تفسیر و ارتباط بین الگوهای معنادار در ترافیک وب سایت ها می باشد و در بهینه سازی سایت به شما کمک می نماید.

 

شما می توانید به وسیله ی گوگل آنالیتیکس دریابید:

  • میزان بازدید از وب سایت شما به صورت روزانه چگونه بوده است.
  • چند درصد از بازدیدکنندگان جدید و چند درصد قدیمی بوده اند.
  • بیشترین و کمترین بازدیدها مربوط به کدام صفحه ها بوده است.
  • میانگین زمانی کاربران، هنگامی که از وب سایت شما استفاده می کنند چقدر است.
  • ترافیک اصلی شما از چه طریقی است (ترافیک مستقیم، جستجو و ارجاعی).
  • نرخ تبدیل در وب سایت شما چند درصد است.
  • اطلاعات رفتاری کاربران، مطالب مورد توجه و علایق اصلی آن ها به چه صورت است.
  • روش جذب کاربر چگونه بوده است و کاربر از چه طریقی به وب سایت شما وارد شده است.

حال بهتر است کمی با واژگان مربوط به گوگل آنالیتیکس آشنا شوید:

Audience : وقتی شما وارد گوگل آنالیتیکس می شوید به صورت پیش فرض اولین گزارشی را که مشاهده می کنید، گزارش خلاصه ی مخاطبان خواهد بود. این گزارش در گوگل آنالیتیکس به شما می گوید چه تعداد کاربران جدید و یا تکراری از وب سایت شما بازدید داشته اند و برای این بازدید چه میزان زمان سپری کرده اند.

Session : مدت زمانی است که یک کاربر در وب سایت شما فعال است. یک دوره در گوگل آنالیتیکس، معمولاً شامل سری فعالیت هایی می شود که یک کاربر در یک محدوده ی زمانی 30 دقیقه ای انجام می دهد. اگر کاربر از وب سایت خارج شود و در کمتر از 30 دقیقه به آن برگردد نیز جزء همان دوره ی قبلی محسوب می شود.

User: مجموع افراد یا دستگاه هایی (IP) که از وب سایت شما بازدید کرده اند.

Page/Session: میانگین بازدیدهای انجام شده از یک صفحه در طول یک دوره می باشد. این گزارش در گوگل آنالیتیکس به طور کلی نشان می دهد کدام صفحات بیشتر و بهتر مورد علاقه کاربران قرار گرفته است.

Pageview: به تعداد تمام بازدیدهای انجام شده از وب سایت شما گفته می شود. بازدیدهای تکراری کاربران نیز در این شمارش حساب می شوند.

Unique Pageview: در گوگل آنالیتیکس به یک بازدید منحصر به فرد، unique pageviewمی گویند. یک بازدید منحصر به فرد، زمانی اتفاق می افتد که یک کاربر صفحات متعددی را در یک دوره مشاهده می کند. گوگل آنالیتیکس ترجیح می دهد بازدید از صفحات متعدد را یک بازدید تلقی کند.

Avg. Session Duration: در گوگل آنالیتیکس به معنای میانگین زمانی یک دوره می باشد.

Bounce Rate: به درصد دوره های یک صفحه Bounce Rate می گویند. اینها دوره هایی هستند که یک کاربر صفحه ی وب سایت شما را مشاهده می کند و از همان صفحه از وب سایت شما خارج می شود.

New Sessions %: میانگین درصد بازدیدهایی است که برای اولین بار توسط کاربران جدید اتفاق می افتد. این گزینه در گوگل آنالیتیکس معیار خوبی برای بررسی تغییرات فاحشی که بر روی وب سایت خود می دهید، می باشد.

Real-Time: در این بخش از گوگل آنالیتیکس شما می توانید مشاهده کنید چه تعداد کاربر هم اکنون در وب سایت شما حضور دارند. همچنین در 60 ثانیه گذشته و 30 دقیقه قبل چه تعداد مراجعه کننده داشته اید.

همچنین در گوگل آنالیتیکس با استفاده از گزینه های Locations می توانید بفهمید کاربران از کدام کشورها به وب سایت شما وارد شده اند. گزینه های Traffic Sources و Behavior نیز نوع ورود و رفتار بازدیدکنندگان تان را نشان می دهد.

برای آنکه بدانید آیا کاربران با وب سایت شما وارد تعامل شده اند یا خیر، مثلا در کارگاه یا خبرنامه ی شما ثبت نام کرده اند، از گزینه ی Conversions استفاده کنید.

Acquisition: گوگل آنالیتیکس به شما این امکان را می دهد که با استفاده از این قسمت دریابید که کاربران از کدام مسیر به وب سایت شما وارد شده اند.

Organic: این گزینه در گوگل آنالیتیکس اشاره دارد به ترافیک ایجاد شده توسط بازدیدکنندگانی که به وسیله موتورهای جستجو وارد وب سایت شما شده اند.

برای مثال از گوگل وارد شده اند.

Direct: دایرکت در گوگل آنالیتیکس اشاره دارد به نحوه ی ورود کاربران به وب سایت شما، که با وارد کردن مستقیم آدرس وب سایت در مرورگرها بوده است یا با کلیک کردن بر روی بوک مارک یا کلیک بر روی آدرس وب سایت که در ایمیل یا متن دیگری نوشته شده است.

Referral: این گزینه در گوگل آنالیتیکس نشان می دهد که ترافیک ایجاد شده توسط کاربران بوسیله ی لینک ها در وب سایت های دیگر که به وب سایت شما لینک داده اند، ایجاد شده است.

Social: تعداد دوره هایی را نشان می دهد که کاربران از طریق شبکه های اجتماعی به وب سایت شما وارد شده اند.

Email: نشان می دهد کدام بازدیدها از طریق لینک موجود در ایمیل های ارسالی می باشد.

Paid Search: این گزینه در گوگل آنالیتیکس مشخص می کند چه کاربرانی از طریق تبلیغات، وارد وب سایت شما شده اند.

ترسیم مسیر حرکت کاربران در گوگل آنالیتیکس

Behavior: در این بخش از گوگل آنالیتیکس نیز شما می توانید رفتار کاربران را در زمینه ی محتوا، سرعت صفحات و جستجوی وب سایت تحلیل کنید.

Behavior Flow: این گزینه مسیر حرکت کاربران از یک صفحه به صفحه ی بعدی را برای شما ترسیم می کند. شما با کمک این گزارش در گوگل آنالیتیکس در می یابید کدام مطالب برای کاربران جذاب تر بوده و مورد توجه آنها قرار گرفته است و همچنین می توانید ریزش کاربران از هر صفحه را با یک نگاه به این مسیر متوجه شوید.

 

در آینده مقاله ای درخصوص طریقه ایجاد حساب گوگل آنالیتیکس در اختیار شما کاربران گرامی قرار خواهیم داد.

 




:: بازدید از این مطلب : 251
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 16 شهریور 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

با توجه به رقابت بسیار سنگین بین وب سایت ها، کنار زدن این رقبا و رسیدن به رتبه های بالاتر گوگل، کاری بس دشوار است!!! در نتیجه داشتن تخصص کافی برای پیاده سازی و رعایت یک سری اصول و قوانین برای رسیدن به نتیجه مطلوب، الزامی است! ما در این مطلب مهم ترین فاکتور های رتبه بندی سایت در گوگل را برای شما به صورت خلاصه جمع آوری کرده ایم که توجه و رعایت آن ها نقش بسیار موثری در بهبود سئو سایت و بالا بردن رتبه شما در موتورهای جستجو خواهد داشت.

 

1.مفهوم نهفته در کلمات کلیدی موجود در محتوا(LSI):

این مورد به موتورهای جستجو کمک می کند تا معنی واقعی کلماتی که بیش از یک معنی دارند را به دست آورد.

2.وجود کلمات کلیدی LSI در تگ عنوان یا توضیحات:

مانند محتوای صفحه، این گزینه می تواند به گوگل کمک کند تا تفاوت بین کلمات مترادف را تشخیص دهد. این مورد نیز نشان دهنده مرتبط بودن است.

3.کلمات کلیدی که در ادامه دامنه ظاهر می شوند:

شاید استفاده از این مورد مانند گذشته تاثیر چندانی نداشت باشد اما قرار دادن کلمات کلیدی هنوز یکی از سیگنال های مرتبط عمل میکند. یکی از موارد مهم این است که موتورهای جستجو کلمات کلیدی در ادامه دامنه را به صورت برجسته نمایش میدهند که باعث میشود رتبه سایت از نگاه گوگل بهتر شود.

4.کلمات کلیدی به عنوان اولین کلمه در دامنه:

اون دسته از دامنه هایی که کلمات کلیدی مرتبط با فعالیتشان شروع میشود نسبت به آن دامنه هایی که کلمات کلیدی ندارند یا در اواسط یا آخر دامنه است یک سر و گردن بالاتر است.

5.کلمات کلیدی در نام زیر دامنه:

طبق تحقیقاتی که وب سایت MOZ در سال 2011 انجام داده است یکی از مواردی که می تواند رتبه بندی سایت را افزایش دهد کلمات کلیدی موجود در نام ساب دامین (زیر دامنه) است.

6. کلمه کلیدی در تگ عنوان:

دومین بخش مهم محتوای سایت تگ عنوان است (در کنار محتوای صفحه). بنابراین اگر درست استفاده شود می تواند یک سیگنال قوی سئویOn-Page برای گوگل ارسال کند.

7.تگ عنوانی که با کلمه کلیدی آغاز می شود:

بنابر داده های سایت MOZ تگ عنوانی که با کلمات کلیدی آغاز می شود خیلی بهتر از تگ عنوان هایی که کلمات کلیدی را در انتهای خود قرار داده اند عمل می کنند.

8.کلمه کلیدی در تگ توضیحات:

کلمه کلیدی به کلماتی گفته میشود که به طور مکرر داخل متن استفاده شود.

زمانی که شما یک کلمه را به طور مکرر داخل متن استفاده کنید میتواند به عنوان یک سیگنال مرتبط بودن عمل کند و موضوع فعالیت شما را به گوگل بفهماند.

9.کلمه کلیدی که در تگ H1:

دومین تگ عنوانی تگ H1 است که نشانه هایی از مرتبط بودن موضوع با فعالیت را برای گوگل ارسال می کند.

10.چگالی کلمات کلیدی:

به تعداد دفعاتی که یک کلمه در یک متن قرار گرفته است چگالی کلمه کلیدی میگوییم. البته این گزینه مانند گذشته اهمیت بالایی ندارد اما هنوز در بعضی مواقع برای مشخص کردن موضوع سایت گوگل از چگالی کلمات کلیدی استفاده می کند. البته باید بدانید که استفاده بیش از حد از آن میتواند به سایت شما آسیب بزند.

11.برجستگی کلمات کلیدی:

به کار بردن کلمات کلیدی در 100کلمه اول موجود در صفحه می تواند نشانه مرتبط بودن سایت یا کلمه کلیدی انتخاب شده باشد. برجستگی کلمه کلیدی در واقع به قرار گیری کلمه کلیدی درون تگ عنوان، تگH2 ، H1 و متا توضیحات بستگی دارد.

12.ترتیب قرارگیری کلمات کلیدی:

یکی از مواردی که میتواند روی رتبه بندی بهتر سایت تاثیر بگذارد ترتیب قرارگیری کلمات کلیدی در محتوای یک صفحه است. برای مثال میخواهیم عنوانی مانند روشهای اصلاح موی گربه را جستجو کنیم سایت هایی که با عبارت روش های اصلاح موی گربه بهینه سازی شده اند رنک بهتری نسبت به سایت هایی که با کلمات کلیدی چگونه موی گربه را اصلاح کنیم بهینه سازی شده است خواهد داشت. به همین دلیل Keyword Research (تحقیق در مورد کلمات کلیدی) بسیار مهم است.

13.کلمه کلیدی در URL:

این مورد هم یک سیگنال مهم در رتبه بندی سایت است.

14.تعداد کلمات کلیدی فرعی برای رتبه بندی سایت:

اگر سایت دارای رتبه بندی های دیگری برای کلمات مختلف باشد، ممکن است نشان دهنده کیفیت محتوا باشد.

15.کلمات کلیدی در عنوان:

گوگل لینک هایی که حاوی کلمات کلیدی صفحه شما در عنوان هستند را بیشتر دوست دارد(لینک از یک سایت حرفه ای به یک سایت حرفه ای دیگر)

 




:: بازدید از این مطلب : 293
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 16 شهریور 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

هدف مدیریت برند، افزایش ارزش محصولات برای مشتریان و در نتیجه کسب حق امتیاز برای آن محصولات است. بازاریابان، به آرم تجاری به عنوان وعده ای می نگرند که درباره ی کیفیت مورد انتظار مشتریان از محصولات به آن ها داده شده است.این امر ممکن است باعث افزایش میزان فروش شود. همچنین با مدیریت برند، تولید کنندگان می توانند محصولات را با قیمت بالاتری به فروش رسانند.

 

ارزش برند با میزان سود حاصل برای تولیدکنندگان سنجیده می شود. این امر ناشی از ترکیبی از افزایش میزان فروش و افزایش هزینه هاست.

یک برند خوب باید این ویژگی ها را داشته باشد:
1. از لحاظ قانونی قابل پشتیبانی باشد.
2. تلفظ آن ساده و روان باشد.
3. به خاطر سپردن آن آسان باشد.
4. شناسایی و تشخیص آن کار دشواری نباشد.
5. توجه افراد را جلب کند.
6. مزایای استفاده از محصول را در خود داشته باشد.
7. پیام محصول و یا شرکت تولید کننده را به همراه داشته باشد.
8. موقعیت محصول را در میان محصولات رقیب مشخص سازد.

هزینه ی یک برند خوب، بیش از هزینه ی سایر محصولات عادی دیگر است. یک علامت تجاری اقتصادی اغلب بخش های منعطف بازار را در برابر قیمت مورد هدف قرار می دهد. یک علامت تجاری رقابتی و جنگ جویانه برای مقابله با تهدیدهای رقابتی ایجاد می شود. زمانی که یک برند برای چند محصول متعدد به کار برده می شود، به عنوان یک برند خانوادگی شناخته می شود. وقتی که تمامی محصولات یک شرکت، هر کدام دارای برند مجزایی برای خود هستند، به شناشه منفرد مشهور می شوند.

زمانی که شرکتی از یک برند به همراه برند دیگری که پیش از این به کار گرفته می شده برای معرفی محصول و یا خط محصول جدیدی استفاده کند، به یک اهرم تجاری مشهور می شود. زمانی که فروشندگان بزرگ، محصولات را از تولید کنندگان خریداری می کنند، برند خود را بر روی آن محصولات قرار می دهند که به آن، برند خصوصی می گویند. علامت های تجاری خصوصی ممکن است با نام اصلی که تولید کنندگان برای محصولات در نظر می گیرند، تفاوت زیادی داشته باشند.

article_image_one_153.jpg

انطباق برند به کاهش تعداد علامت های مخصوص هر شرکت می انجامد. برخی از شرکت ها تلاش می کنند تا برند بیش تری را برای محصولات متعدد و گوناگون خود ایجاد کنند. آن ها این کار را انجام می دهند تا میزان فضای اختصاصی برند رقیب را کاهش دهند. اما از آن جایی که ممکن است این اقدام، استراتژی مناسبی نباشد، بنابراین بسیاری از شرکت ها تصمیم می گیرند تا ارتباطی منطقی میان نام ها تجاری گوناگون خود برقرار سازند.بسیاری از مدیران برند خود را محدود به اهداف و مسایل مالی می کنند. آن ها مسایل استراتژیک را با این تصور که مسئولیت آن بر عهده ی مدیر ارشد است، نادیده می گیرند. اکثر مدیران برند، خود را محدود به اهداف کوتاه مدت می کنند، زیرا بسته های محصولات آن ها برای مدتی کوتاه و محدود طراحی شده اند. باید اهداف کوتاه مدت را گامی مهم به سوی اهداف بلند مدت به حساب آورد.در شرکت هایی که دارای متنوع سازی محصولات هستند، ممکن است هدف از ایجاد برخی از نام های تجاری با سایر نام ها مغایرت پیدا کند و یا بدتر از آن ممکن است اهداف شرکت با نیازهای برند مغایر باشند.

همچنین لازم است مدیر نام تجاری از استراتژی های مدیریت ارشد اطلاع داشته باشد. چنانچه مدیریت شرکت قصد داشته باشد از بازاریابی بلند مدت استفاده کند، به کارگیری جریان پرداخت هزینه ها به صورت کوتاه مدت، اشتباه بزرگی خواهد بود.
بسیاری از مدیران برند در زمان هدف گذاری، اهدافی را در نظر می گیرند که عملکرد واحد خودشان را نسبت به کل سازمان بهبود می بخشند

مدیریت استراتژی های برند در فضای ذهن

نقطه آغازین برای تمامی برندها توسعه آگاهی برند است. آگاهی لازمه تمامی بازارهاست، ابتدا به این خاطر که ذهنیت ریسک خرید را کاهش می دهد و دوم اینکه در بسیاری از بازارهای با درگیری-پایین می تواند خرید را در پی داشته باشد. همچنین لازم است که مصرف کنندگان دریافت هایی را در خصوص کیفیت عملکرد برند توسعه دهند و این دریافت ها با گروه محصول و استانداردهای اعمال شده بواسطه رقابت مقید می گردند. این به درک عمومی پذیرش محصول مربوط می شود . این دو دریافت در کنار یکدیگر ریسک خرید مصرف کننده را کاهش می دهند و ما می توانیم بگوییم برندی که به سطح معقولی از هر دو عامل دست یابد به مرحله ۱برند وارد شده است. داده های میلوارد براون نشان می دهند که برای بسیاری از برندها بخش قابل توجهی از مصرف کنندگان هرگز ارتباط خود را به ماورای این نقطه توسعه نمی دهند.

برای اینکه یک برند به مرحله ۲ برند وارد شود دوعامل مهم مورد نیاز است، درک تمایز و تناسب شخصی. برای اینکه یک برند بواقع از سوی مصرف کننده از سایر برندهای رقیب متمایز به نظر برسد، سه باور باید شکل بگیرد، اینکه برند با سایر برندها فرق دارد (چه مثبت چه منفی)، اینکه این تفاوت منحصر به برند می باشد و اینکه مشخصا ارزش بهای بیشتر را داشته باشد. انبوه داده های یانگ و روبیکم اشاره می کنند که تمایز نه فقط در ساخت برند بلکه در موفقیت برند نقش اصلی را دارد و این نقش همچنان ادامه خواهد داشت چراکه کاهش تشخیص تمایز اغلب اولین نشانه ای است که یک برند بالغ و موفق دچار افت شده است. از این رو یکی از کلیدهای فهم مدیریت یک برند بالغ این است که از درک تمایز اطمینان یابد.
تناسب به این معنی است که برند چیزی در خود دارد که برای مصرف کننده مناسب بوده یا با آن مرتبط می باشد. داده ها نشان می دهند که تناسب کلید نفوذ به خانه ها و اندازه فرانشیز بوده و لذا به بخش بازار یا بخش هایی که برند با آنها ارتباط دارد مرتبط می باشد. برندهای جدید و موفق بر روی نمودار رشد بیشتر تمایز را به نمایش می گذارند تا تناسب، و چنین می نمایند که مصرف کنندگان برند را در رقابت برجسته تر می یابند، از این رو هدف اولیه مورد توجه قرار گرفتن است. با این حال، این توجه باید در مرحله بعد به مزایایی تبدیل شود که با سبک ویژه مصرف کننده همخوانی داشته باشد. داده های یانگ و روبیکم نشان می دهند که تناسب، محصول طبیعی تمایز نیست: در ایالات متحده تقریبا هیچ ارتباطی بین این دو عامل وجود ندارد. برندهای پُر سود ممکن است اغلب تمایز بالایی کسب کنند اما از تناسب پایینی در بین عموم آدم ها و تناسب بالایی در بین بخش هایی خاص برخوردار باشند. به این ترتیب رسیدن به مرحله ۲ برند می تواند به معنی یک برند پایدار و سودآور باشد و این احتمال وجود دارد که اغلب برندها از این مرحله فراتر نروند.

برای رسیدن به مرحله ۳ برند دریافت های بیشتری باید در ذهن بازار توسعه بیابد: اعتبار اجتماعی و پیوند احساسی. اعتبار اجتماعی به دریافتهایی مربوط می شود که به نحوه نگرش دیگر آدم ها به برند می پردازد و یک عامل اجتماعی-فرهنگی است چراکه بر ترکیب یا تفریق اجتماعی دلالت دارد. بنابراین همچنانکه برند را بطور شخصی یا اجتماعی تجربه می کنیم، گستره وسیعی از ظرافت های دریافتی به حوزه های پرمایه ای برای مطالعه و اقدامات مدیریتی تبدیل می شوند. پیوند احساسی به توسعه ارتباط مصرف کننده-برند می پردازد که عمدتا بر تجربه شخصی برند استوار بوده و بطور مشروح و از جنبه معنی شخصی برند در فصل ۴ در مورد آن صحبت شده است. همچنانکه یک برند در طول زمان ساخته می شود، مصرف کنندگان به مرور با آن احساس نزدیکی، اطمینان و اعتماد می کنند، بگونه ای که اگر بواسطه تجربه و دریافت های شخصی دیگر افراد از یک برند آنها نیز با برند پیوند احساسی برقرار نمایند انتظار خواهیم داشت در نهایت آنها نیز به برند اعتماد زیادی پیدا کنند. توجه داشته باشید که پیش از بوجود آمدن اعتماد مصرف کنندگان نیاز دارند مکررا برند را تجربه کنند تا نسبت به پیش بینی پذیری و قابلیت اتکا آن اطمینان حاصل نمایند. از این رو، پایداری در تمامی جنبه های برند برای هر گونه استراتژی برند بسیار اساسی است.

نقش تبلیغات و ارتقا در استراتژی برند

مطالعات متعددی که از پایگاه داده PIMS استفاده کرده اند به روشنی نشان می دهند که یک ارتباط مستقیم بین هزینه های تبلیغات نسبی در مقابل رقابت و سهم بازار وجود دارد. کسب و کارهایی که سهم بسیار کمی از فروش خود را برای تبلیغات صرف می کنند در مقابل رقبای خود که به نسبت بیشتر هزینه می کنند سهم کمتری از بازار را از آن خود می سازند و نیز به نرخ پایین تری از بازگشت سرمایه دست می یابند . چنین به نظر می رسد که این ارتباط تا حدودی از کیفیت نسبی محصولات یا خدمات ناشی می شود.

شواهدی وجود دارد که شرکت هایی که در مخلوط تبلیغات پیشبردی خود بر تخفیف های فروش تاکید می کنند نسبت به شرکت هایی که بر تبلیغات تاکید می ورزند نرخ پایین تری از بازگشت سرمایه را کسب می کنند.

فهم آن ساده است: تبلیغات نه تنها برند را قوی می سازد بلکه به سودآوری شرکت نیز کمک می کند.




:: بازدید از این مطلب : 253
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 05 شهریور 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

شما هم صاحب کسب و کار یا تجارت خاصی هستید؟ تا کنون به برندسازی فکر کرده‌اید؟ نشان شما چه چیزی را در ذهن دیگران تداعی می‌کند؟ تاکنون برایتان سوال شده تجارت‌های بزرگ چگونه لوگوی خود را انتخاب می‌کنند؟

طراحی لوگوی وب سایت

لوگوی یک سایت، اولین عامل جذب کننده مخاطب محسوب می‌شود. بنابراین داشتن لوگویی مناسب، نقش به سزایی در جذب مشتری خواهد داشت. همان‌طور که افراد، از روی جلد یک کتاب، در مورد کل آن قضاوت می‌کنند، لوگوی شرکت شما هم، معرف تجارت شما خواهد بود. به همین دلیل با درک چنین مطلبی، اهمیت طراحی لوگویی مناسب شما، که پیش از این به سادگی از کنارش می‌گذشتید، دو چندان خواهد شد.

در ادامه به چند فاکتور مهم در طراحی یک لوگوی ایده آل اشاره می‌کنیم :

طراحی لوگویی پیچیده، که هدف آن بازتاب تمامی آنچه به آن مشغول هستید باشد، نشان دهنده‌ی تازه کاری و غیر حرفه ای بودن شماست!

سادگی

یک قاعده اصلی و مشترک در انواع طراحی‌ها، حفظ سادگی آن است. اما متأسفانه تجارت‌های جدید این قانون را زیر پا گذاشته‌اند و اهمیت آن را درک نمی‌کنند. طراحی لوگویی پیچیده، که هدف آن بازتاب تمامی آنچه به آن مشغول هستید باشد، نشان دهنده‌ی تازه کاری و غیر حرفه ای بودن شماست!

به این مثال‌ها خوب فکر کنید! آیا شرکت Dell  در لوگوی خود از لپ تاپ استفاده کرده است؟! شرکت Apple  چطور؟!

وقتی لوگوی ساده‌ای برای خود انتخاب کرده باشید، می‌توانید از آن در بسیاری از زمینه‌ها مثل کارت‌های شرکت خود، سربرگ‌ها، وب سایت شرکت، بسته بندی‌ها و ... استفاده نمایید.

رنگ

نوع رنگ‌هایی که برای شرکت خود انتخاب می‌کنید، نقش مهمی را در بیان شما از تجارتتان بازی می‌کند. رنگ یا رنگ‌های مخصوص شرکت شما، باید منعکس کننده تصویری باشد که می‌خواهید در ذهن مخاطب ایجاد شود. آیا می‌خواهید دوست داشتنی به نظر برسید؟ پس از رنگ زرد و نارنجی استفاده کنید. (شبیه به آرم McDonalds ) یا شاید دوست دارید متعهد و قابل اعتماد به نظر برسید؟ پس آبی و خاکستری را به کار بگیرید. از رنگ قرمز و مشکی، زمانی استفاده کنید که می‌خواهید منحصر به فرد و قدرتمند به نظر برسید. رنگ‌های بنفش و سبز به ترتیب، انتقال دهنده‌ی مفهوم خلاقیت و پیرامون‌گرایی هستند.

فونت

همانند رنگ، انتخاب فونت هم نقش مهمی را در طراحی لوگوی شما ایفا می‌کند. فونت‌های serif نمایانگر بی انتهایی، ثبات و اعتبار است. فونت‌های Sans-Serif حس به روز بودن و مدرنیته‌ی بیشتری را القا می‌کند.

مراقب باشید که در ساخت لوگوی خود، از چندین فونت‌ها استفاده نکنید. فونت‌های گوناگون را در وب سایتتان به کار ببرید.

سبک

سه سبک عمده برای طراحی لوگو وجود دارد : لوگو تایپ (Logotype) یا علامت متمایزکننده، آیکونیک یا شمایلی (iconic) و نشان/تاج (badge/crest) که هر کدام نقاط قدرت و ضعف خاص خود را دارد. سبکی را برای خود انتخاب کنید که اهداف شما را به بهترین شکل ممکن تداعی می‌کند.

لوگو تایپ

در این سبک به طور عمده از فونت‌ها و حروف، جهت طراحی لوگوی مورد نظر، استفاده می‌شود. لوگوهای Coca-cola،  Microsoft، Dell، Oracle و eBay نمونه‌هایی از این سبک می‌باشند.

نقاط قوت : انعطاف پذیر و کاربرد آسان در موارد گوناگون

نقاط ضعف : ممکن است همیشه نتواند به درستی گویای نوع کسب و کار و تجارت شما باشد.

Iconic

در این سبک، از یک سنبل یا نماد خاص، جهت ساخت لوگو استفاده می‌شود. Nike، Apple، AT&T  وNBC  مثال‌هایی از این سبک هستند.

نقاط قوت : با استفاده از یک علامت می‌توان به معرفی یک تجارت پرداخت.

نقاط ضعف : ممکن است مدت زمان زیادی لازم باشد تا آیکون شما به عنوان نماینده‌ی محصول یا سرویستان در بین مشتریان جا باز کند و در ذهن‌ها ماندگار شود.

نشان/تاج (badge/crest)

در این سبک، نشان در داخل یک چهارچوب یا محفظه قرار می‌گیرد. بنابراین وجود یک چهارچوب یا محفظه‌ی در بر گیرنده، نشانه‌ی بارز این سبک از لوگو است.  استفاده از این سبک، برای صنایع خودرو سازی و دانشگاه‌ها مرسوم است. نمونه های بارز آن شامل BMW, UPS و Orkin هستند.

نقاط قوت : مفهوم را به سرعت انتقال می‌دهد.

نقاط ضعف : ممکن است فرمت مورد نظر، در چهارچوب‌های رایج و مشخص جا نگیرد.

حالا با در دست داشتن چهار کلید لازم جهت طراحی لوگو، لوگوی تأثیر گذار و مناسب حرفه‌ی خود را طراحی کنید و با به کار گیری این قوانین، تجارت خود را به نقطه‌ای که شایستگی آن را دارد، برسانید!

  1. طراحی سایت شرکتی
  2. طراحی سایت فروشگاهی
  3. طراحی سایت شرکتی
  4. طراحی سایت فروشگاهی
  5. طراحی سایت شرکتی

طراحی سایت فروشگاهی




:: بازدید از این مطلب : 288
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 24 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

اصول کلی راه اندازی هر وب سایت از دو فرآیند طراحی وب سایت، پشتیبانی و مدیریت وب سایت تشکیل شده است. پس از اینکه مراحل طراحی وب سایت به پایان رسید باید بتوانید وب سایت خود را به خوبی مدیریت کنید.

 

تصور بسیاری از افراد این است که مدیریت وب سایت فقط قرار دادن اطلاعات داخل وب سایت و به روز رسانی مطالب می باشد. درحالیکه مدیریت وب سایت باید همه امور وب سایت را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد و برای انجام این امور از همکاری افراد متخصص و باتجربه بهره گیرد. از جمله مهمترین وظایف مدیریت وب سایت میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

- تدوین آیین نامه، اساس نامه و چشم انداز وب سایت

- برقراری امنیت وب سایت

- کشف اشکالات وب سایت

- ساماندهی کاربران و اعضای وب سایت

- پاسخ گویی به کاربران

مدیریت وب سایت را میتوان در چند بخش تجزیه و تحلیل کرد:

- راهبردی

منظور از مدیریت راهبردی وب سایت تنظیم برنامه و سیاست ها و چشم اندازها و اهداف وب سایت می باشد.

- فنی

مدیریت فنی وب سایت مربوط به مسائل فنی وب سایت از جمله ساختار وب سایت و زبان برنامه نویسی وب سایت می باشد.

- محتوایی

باید ببینیم وب سایت ما خدمات محور است یا محتوا محور. وب سایت های خدمات محور کار اصلی آن ارائه خدمات می باشد. وب سایت های محتوا محور با هدف ارائه محتوا ویژه به کارکنان راه اندازی شده اند.

- گرافیک

همانقدر که محتوای سایت از اهمیت بالایی برخوردار است، گرافیک و زیبایی سایت هم یکی از نکات مهم و ضروری است. مدیریت گرافیک وب سایت باید هم روی طراحی قالب و هم روی مسائل مربوط به گرافیک وب سایت اشراف کامل داشته باشد.

- امنیت

مهمترین و اساسی ترین بخش در مدیریت وب سایت، مدیریت امنیت آن است. زمانی که شما سایتی را راه اندازی میکنید باید آماده ی حمله ی هکرها باشید. ازجمله موارد دیگه ای که میتواند امنیت سایت را مختل کند فاش شدن نام کاربری و از بین رفتن محتوا وب سایت است.

 

با وجود تمام نکاتی که ذکر شد، بازهم مواردی هست که باید هنگام راه اندازی وب سایت و مدیریت سایت به آن توجه کرد که البته در مقالات گذشته و همچنین مقالات آینده بیشتر راجع به این موضوع صحبت میکنیم.

 

  1. طراحی سایت شرکتی
  2. طراحی سایت فروشگاهی
  3. طراحی سایت تهران
  4. طراحی سایت
  5. طراحی وب سایت
  6. طراحی سایت شرکتی

 

 

 

  1. طراحی سایت تهران
  2. طراحی سایت
  3. سئو سایت
  4. سئو
  5. طراحی وب سایت
  6. طراحی سایت شرکتی
  7. طراحی سایت فروشگاهی

 

 




:: بازدید از این مطلب : 293
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 16 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

 

معمولاً اکثر مدیران وب سایت ها به هنگام راه اندازی سایت خود بیشتر به آنچه که باید در سایت قرار دهند و چگونه انجام دهند می پردازند. به ندرت پیش می آید که به این فکر کنند که چه کارهایی را نباید انجام دهند.

در مقالات بسیاری راجع به مسائل مربوط به مدیریت صحیح وب سایت و نکاتی که باید هنگام راه اندازی و طراحی آن را در نظر بگیرید و در سایت خود قرار دهید صحبت کردیم. اکنون میخواهیم به عواملی که یک مدیر هنگام مدیریت سایت باید از آن اجتناب کند بپردازیم:


1- گذاشتن عکس در صفحه ی اصلی

در گذشته بسیاری بر این باور بودند که وجود عکس خود در صفحه اصلی یک نوع خوشامدگویی به بازدیدکنندگان بشمار می آید ولی امروزه کارشناسان بر این عقیده هستند که این عکس دلیل حضور بازدیدکنندگان را در سایت شما کم رنگ می کند. انگار که شما با گذاشتن این عکس میخواهید به مخاطبان خود بگویید:”من چقدر در عکس، عالی هستم“. فراموش نکنید، وب سایت شما باید تماماً درباره ی بازدیدکننگان باشد و نه در مورد شما.


2- زیاده رو ی در پخش قطعات دیداری و شنیداری

تجربه من به عنوان یک بازدیدکننده از سایت های مختلف این بود که تصاویر متحرک گیج کننده در صفحه ی اصلی و موسیقی های پرزرق برق و پر سر و صدا

باعث می شد که هرچه سریعتر از اون سایت بیرون بیایم یا سعی در بستن تصاویر و موسیقی داشتم. داشتن یک سایت با فن آوری قوی برای بسیاری از وب سایت ها ضروری است، اما برای حضور تکنولوژی باید دلیلی مهم تر از تحت تاثیر قراردادن مردم، وجود داشته باشد. این مورد شامل هر قطعه ی دیدنی و شنیدنی می شود.


3- اطلاعاتی که ممکن است به حریم شخصی افراد و مسایل امنیتی لطمه وارد کند

البته این مساُله تا حد زیادی به ماهیت وب سایت، شغل و کنارآمدن شما با قضایا بستگی دارد. در هر صورت ضروری است، که مطالب وب سایت خود را خوب بررسی کنید، تا اطلاعاتی که به مسایل شخصی و مسایل امنیتی لطمه وارد می کند و همچنین مورد علاقه ی هکرها است در آن موجود نباشد. در ابتدایی ترین مراحل، باید از گذاشتن عکس ها، آدرس های ایمیل و جزییات شخصی کارکنان در وب سایت خودداری کنید.


4- گذاشتن اطلاعاتی در وب سایت که به سود رقبای شما باشد

مسئولین بخش برنامه ریزی اطلاعات یک وب سایت، باید مانند دزدها فکر کنند. به این ترتیب، احتمال این که این افراد، برنامه های اطلاعاتی را طراحی کنند که مورد علاقه ی رقیبان سایت باشد، از یبن می رود. برخی بخش های اطلاعاتی در نوع خود بی ضرر هستند، اما در ترکیب با یکدیگر، می توانند مطالب زیادی را درباره ی فعالیت های شغلی، شرکای استراتژیک، مشتری ها و ساختار درونی سازمان شما آشکار سازند. در این جا هم حضور یک کارشناس بسیار سودمند است.


5- سخنان نامفهوم و کلمات فنی پیچیده

شما وب سایتی را آماده کرده اید تا به مخاطبان و مشتریان خود محصولات یا خدماتی را عرضه کنید. یکی از راه هایی که باعث افزایش تعداد مخاطبان و مشتریان وب سایت می شود سادگی کلام است. وقتی در سایت خود از زبانی فنی یا اصطلاحاتی نامفهوم استفاده می کنید به طوری که اکثر مردم از درک آنها عاجزند در حقیقت به کار بیهوده ای دست زده اید. در واقع استفاده از کلمات پیچیده یا زیاده گویی در اینترنت امری عادی است. اما این مسأله با صداقت‏، کیفیت محصولات و درستکاری فعالیت های شما مغایرت دارد.

6- مطالبی که شغل شما را بهتر از آنچه که هست نشان می دهند

بهتر آن است که برای معرفی محصولات یا خدمات خود فقط واقعیت را بیان کنید و از تعاریف بیش از حد یا انتشار دائم اظهار نظرهای مشتریان، بیشتر به جای اینکه راجع به کسب و کار خود اطلاع رسانی کنید، مشتریان یا مخاطبان را فراری میدهید. تبلیغات در وب سایت یک امر بسیار مهم و اجتناب ناپذیر است ولی بهتر می شود اگر کنار تبلیغات به جا و به اندازه وب سایت خود را طوری طراحی کنید که امکان مکالمه دو طرفه بین خود و بازدید کنندگان وجود داشته باشد.

7- مکان های گفتگوی بدون نظارت

اگر قصد دارید یک محیط گفتگو ایجاد کنید، از یک ناظر برای پذیرفتن موارد احتمالی استفاده کنید به این ترتیب از هرز نامه ها، درخواست های خلاف عرف، نقض حریم امنیتی و سایر درد سرها دوری می کنید.

9- لینک های به درد نخور و مطالب قدیمی

هیچ چیز به اندازه اطلاعات نامربوط و قدیمی بازدیدکنندگان سایت را گمراه نمی کند. همین اتفاق در مورد لینک هایی صادق است که افراد را به صفحات غلط هدایت می کند. به طور منظم سایت خود را بررسی کرده و لینک های تغییر یافته و از رده خارج را شناسایی کنید.




:: بازدید از این مطلب : 322
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 16 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

همونطور که میدانید بیشتر حجم سایتها رو تصاویر تشکیل داده است. با استفاده از این تکنیک ها میتوانید اونا رو بهینه سازی کنید و سایز اونا رو تا حد ممکن پایین بیارید و سایت خودتون رو بهینه کنید.

 

تکنیک هایی که در این مطلب بیان میشه برگرفته از کتاب بهینه سازی تصاویر نوشته شده توسط Addy Osmani هست. در هر نوع سایتی که از تصاویر استفاده میکنید میتوانید از این قواعد بهره ببرید.

 

تصاویر مهم و بحرانی رو انتخاب کرده و اونا رو Preload کنید

به سایت خودتون نگاه بندازید و تصاویر مهم و حیاتی رو مشخص کنید. در اغلب اوقات لوگو و تصویر اصلی بالایی صفحه، تصاویری هستند که شما میخواهید در اسرع وقت لود بشن و نمایش داده بشن. اینجا هست که میتوانیم از ویژگی Preload استفاده کنیم. ویژگی Preload به مرورگر میگه که کدام تصاویر اولویت دارن و قبل از تجزیه و تحلیل محتوا باید اونا رو دریافت کنه و نمایش بده.

شما میتوانید از اون برای هر چیزی استفاده کنید ولی باید در نظر داشته باشید که به جز در موارد ضروری و تصایر حیاتی از این مورد استفاده نکنید. فرض کنید که میخواهیم تصویر اصلی یک سایت رو Preload کنیم. برای اینکار بصورت زیر عمل میکنیم:

<link rel="preload" href="/img/logo.svg" as="image">

کد بالا رو در قسمت Head سایت خودتون قرار بدین. شما همچنین میتوانید از Preload در هدرهای HTTP استفاده کنید. بصورت زیر:

Link: </img/logo.svg>; rel=preload; as=image

در تصویر زیر دو حالت مختلف از لود شدن تصویر رو مشاهده میکنید که تفاوت استفاده یا عدم استفاده از Preload در اون مشخص شده است:

 

 

همونطور که میبینید در مثال بالا تصویر در حالت Preload تقریبا 0.5 ثانیه زودتر لود و نمایش داده شده است. پس در مواقع ضروری از این ویژگی استفاده کنید و تصاویر اصلی خودتون رو زودتر در اختیار کاربر قرار بدین.

 

کدهای SVG را بصورت اتوماتیک ساده سازی کنید

 

 

 

بهینه سازی SVG با بهینه سازی انواع تصاویر دیگه تفاوت داره چون برخلاف تصاویر PNG و JPG ، تصاویر SVG بصورت متنی هستند و شبیه به کدهای XML هست. پس شما از هر روشی که برای فشرده سازی متون استفاده میکنید، میتوانید برای بهینه سازی SVG نیز استفاده کنید. علاوه برای این موارد شما میتوانید از ابزار SVGO استفاده کنید و سایز فایلهای SVG خودتون رو پایین بیارید.

ابزار SVGO امکانات و ویژگی های زیادی رو در اختیارتون قرار میده که با استفاده از اونا میتوانید بصورت کامل بر روی فایلهای SVG خودتون مدیریت داشته باشید و اون چیزای اضافی رو حذف کنید و با اینکار حجم SVG خودتون رو کاهش بدید.

شما با استفاده از نرم افزارهای گرافیکی مثل Adobe Illustrator که SVG رو به وجود میارید، میتوانید بصورت اتوماتیک مسیرهای SVG رو ساده سازی کنید و با اینکار سایز تصاویر SVG خودتون رو کاهش بدین. تصویر زیر رو ببینید:

 

تصویر سمت چپ، تصویر اولیه هست و همونطور که مشاهده میکنید 251 نقطه داره و حجم اون تقریبا 21 کیلوبایت هست. زمانی که تصویر رو ساده سازی میکنید، تفاوت چندانی در ظاهر اون به وجود نمیاد ولی تعداد نقاط اون به 152 عدد میرسه و حجم اون هم تقریبا 5 کیلوبایت کاهش پیدا میکنه. شما با این روش ساده و اتوماتیک مسیرهای SVG رو ساده سازی کردید.

 

تبدیل تصاویر انیمیشنی GIF به ویدیو

 

 

همه ما GIF های خوب رو دوست داریم و از اونا زیاد استفاده میکنیم. شما با استفاده از GIF میتوانید تقریبا هر چیزی رو نمایش بدین ولی مشکلی که دارن اینه که حجم زیادی دارن و نمیشه اونا رو متوقف کرد و ...

ابزارهای زیادی مثل gifsicle و ... وجود دارند که با استفاده از اونا میتوانید سایز تصاویر GIF رو تا حدی پایین بیارید ولی بازم این مقدار کاهش حجم خیلی چشم گیر نیست و بازم با حجم اون مشکل داریم و بقیه مشکلات GIF هم سر جای خودش باقی میمونه.

تکنیکی که در اینجا میتوانید از اون استفاده کنید، تبدیل فایلهای GIF به ویدیو هست. بعد از تبدیل به ویدیو میتوانید اونا رو با استفاده از تگ Video در صفحات خودتون وارد کنید و به کاربران نمایش بدین.

شما با استفاده از روشهای مختلف میتوانید این تبدیل رو انجام بدین. یکی از این راه ها استفاده از ابزار FFMpeg هست. با استفاده از این ابزار به راحتی میتوانید GIF رو به فرمتهای MP4 یا OGV یا WEBM و ... تبدیل کنید. برای اینکار میتوانید از دستورات زیر استفاده کنید:

 

1- ffmpeg -i animated.gif -b:v 512K animated.webm

2- ffmpeg -i animated.gif -b:v 512K animated.ogv

3- ffmpeg -i animated.gif -b:v 512K animated.mp4

 

در دستورات بالا بعد از i یا input میتوانید فایل GIF ورودی رو مشخص کنید و با استفاده از b هم میتوانید bitrate اون رو مشخص کنید. در نهایت هم نام و فرمت فایل خروجی رو مشخص میکنیم. در یک تست انجام شده یک فایل GIF ورودی با حجم 989 کیلوبایت به ویدیو تبدیل شده و سایز اون بصورت زیر شده است:

  • سایز 155 کیلوبایت در فرمت MP4
  • سایز 109 کیلوبایت در فرمت OGV
  • سایز 85 کیلوبایت در فرمت WebM

با اینکه این تغییر فرمت سایز خیلی زیادی رو کم میکنه ولی کیفیت ویدیو ساخته شده خیلی با GIF اولیه تفاوت نداره. حالا شما میتوانید این ویدیوهای ساخته شده رو درون کدهای HTML خودتون قرار بدین. بصورت زیر:

 

<video preload="none">

<source src="/videos/animated.webm" type="video/webm">

<source src="/videos/animated.ogv" type="video/ogg">

<source src="/videos/animated.mp4" type="video/mp4">

</video>

 

با اینکار اولین فرمتی که توسط مرورگر پشتیبانی بشه انتخاب میشه و در مرورگر نمایش داده میشه.

 

لود کردن تصاویر با استفاده از IntersectionObserver

احتمالا زیاد از تکنیک Lazy loading برای لود کردن تصاویر استفاده کرده باشید. ولی بیشتر ابزارهایی که برای اینکار مورد استفاده قرار میگیره زیاد از CPU استفاده میکنن چون در هر لحظه موقعیت فعلی اسکرول صفحه رو بررسی میکنن و با توجه به اون تصمیم میگیرن که تصویر مورد نظر باید لود بشه یا خیر. دستگاه هایی که CPU ضعیفی دارند در این مواقع به مشکل بر میخورن و سایت شما رو با اختلال مواجه میکنه.

خوشبختانه با استفاده از Intersection Observer API میتوانید خیلی ساده تر و بهینه تر اینکار رو انجام بدین و متوجه بشید که تصویر چه زمانی وارد Viewport میشه و در همون زمان تصویر مورد نظر رو لود کنید تا کاربر بتونه اون رو مشاهده بکنه. نحوه استفاده از این API رو در ادامه توضیح میدیم. در ابتدا تصویر رو در کدهای HTML قرار میدیم:

 

<img class="lazy" data-src="/images/lazy-loaded-image.jpg" src="/images/placeholder.jpg" alt="I'm lazy." width="320" height="240">

 

همونطور که میبینید در src یک تصویر placeholder یا اولیه قرار دادیم تا زمانی که تصویر اصلی لود نشده است اون رو نمایش میدیم. تصویری که میخوایم بصورت Lazy load با استفاده از API اون رو لود کنیم درون ویژگی data-src قرار میدیم. حالا میتونیم با استفاده از کلاس در Javascript به این تصویر دسترسی داشته باشیم و کارهای مورد نظرمون رو انجام بدیم. بصورت زیر:

 

document.addEventListener("DOMContentLoaded", function(){

if("IntersectionObserver" in window && "IntersectionObserverEntry" in window && "intersectionRatio" in window.IntersectionObserverEntry.prototype){

elements = document.querySelectorAll("img.lazy");

 

var imageObserver = new IntersectionObserver(function(entries, observer){

entries.forEach(function(entry){

if(entry.isIntersecting){

entry.target.setAttribute("src", entry.target.getAttribute("data-src"));

entry.target.classList.remove("lazy");

imageObserver.unobserve(entry.target);

}

});

});

 

elements.forEach(function(image){

imageObserver.observe(image);

});

}

});

همونطور که میبینید در ابتدا بررسی شده که Intersection API در مرورگر کاربر پشتیبانی میشه یا خیر. بعد از اون تصاویری که در Viewport قرار میگیرن رو لود میکنیم.

 

امیدواریم با استفاده از تکنیک هایی که اینجا بیان کردیم به بهینه سازی تصاویر در وب سایت شما کمک کرده باشیم

 




:: بازدید از این مطلب : 296
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 16 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

اگر یک برند در ذهن مردم جایگاه مناسبی داشته باشد ممکن است برای خرید آن هزینه ای به مراتب بالاتر را نسبت به محصولاتی که نمی شناسند پرداخت نمایند حتی اگر کیفیت ذاتی آن محصول تفاوت چندانی با محصول بدون برند نداشته باشد. در واقع با افزایش جایگاه برند در زندگی روزمره شاهد آن هستیم که مردم دیگر پول خود را بابت محصول نمی دهند بلکه بابت برندها پرداخت می کنند!

 

ارزش ویژه برند ارزش افزوده یا پاداش یک محصول به مشتری است که به نام برند نسبت داده می شود در واقع به همان ارزشهای نامشهود برند از جمله تصویر ذهنی ,جایگاه و قدرت نفوذ در بین مخاطب را ارزش ویژه برند می نامیم.بایستی توجه داشته باشیم ارزش ایجاد شده برای مشتری در نهایت موجب ایجاد ارزش برای شرکت می شود از این رو ارزش ویژه برند را می توان یکی از مهمترین دارایی ها در هر کسب و کار به حساب آورد و با درک و شناخت محرک های تاثیرگذار بر آن به توسعه برند کمک نمود. سوال بسیاری از صاحبان برند این است که چگونه می توان ارزش ویژه برای برند ایجاد نمود؟

article_image_one_470.jpg

تبلیغات همواره به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای ارتباطی در فعالیت های بازاریابی به شمار رفته است .مطالعات بسیاری در زمینه ی ارزش ویژه برند نشان داده است استفاده از یک استراتژی تبلیغاتی خلاق و متناسب با برند توانسته با افزایش آگاهی مخاطب نسبت به برند و ایجاد حس مثبت در مخاطب به توسعه برند کمک شایانی نماید .تبلیغات می تواند با ایجاد آگاهی از برند و ایجاد تصویر مناسب ذهنی در ایجاد ارزش ویژه برند تاثیر قابل توجهی داشته باشدو حتی می تواند با ایجاد ویژگی های انسانی و تشدید احساسات مثبت به ساختن شخصیت و ارزش ویژه برند کمک نماید.

وقتی مشتریان بطور مستمر در معرض تبلیغات قرار می گیرند به صورت ناخودآگاه احساس اعتماد بیشتری نسبت به برند تبلیغ شده پیدا می کنند همچنین تبلیغات می تواند شخصیت برند را شکل دهد و سپس با تصویر سازی احساسی از برند به ایجاد علاقه نسبت به برند اقدام نماید. با این اوصاف تبلیغات می تواند کمک زیادی به ایجاد ارزش ویژه ی برند نماید زیرا بر ابعاد ارزش برند تاثیر می گذارد . 3 بعد ارزش برند عبارتند از:

  • آگاهی برند
  • تداعی برند
  • وفاداری به برند

 

  1. طراحی سایت شرکتی
  2. طراحی سایت فروشگاهی
  3. طراحی سایت تهران
  4. طراحی سایت
  5. طراحی وب سایت
  6. طراحی سایت شرکتی

طراحی سایت فروشگاهی




:: بازدید از این مطلب : 362
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 09 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

Dublin Core چیست؟

در این مقاله درباره نوعی از تگ صحبت خواهیم کرد که شاید اندکی نا‌آشنا باشد اما در عین حال می‌تواند از اهمیت زیادی برای وبمستر‌ها برخوردار باشد زیرا جذب بازدیدکننده از طریق موتور جستجوی گوگل ساده‌تر از دیگر موتورهای جستجو است، بعلاوه این نوع از تگ‌ها که در ادامه به معرفی آن‌ها می‌پردازیم بنابر گفتهٔ مدیران بینگ، از نظر موتور جستجوی بینگ و اسپایدارهای آن هم از اهمیت زیادی برخوردار است.

Dublin Core چیست؟
در این مقاله درباره نوعی از تگ صحبت خواهیم کرد که شاید اندکی نا‌آشنا باشد اما در عین حال می‌تواند از اهمیت زیادی برای وبمستر‌ها برخوردار باشد زیرا جذب بازدیدکننده از طریق موتور جستجوی گوگل ساده‌تر از دیگر موتورهای جستجو است، بعلاوه این نوع از تگ‌ها که در ادامه به معرفی آن‌ها می‌پردازیم بنابر گفتهٔ مدیران بینگ، از نظر موتور جستجوی بینگ و اسپایدارهای آن هم از اهمیت زیادی برخوردار است.

قبل از شروع نیاز به آشنایی با تگ و انواع آن است که در مقالات زیر در این باره توضیات جامع و کاملی داده شده:

  • تگ های مهم در سئو
  • بهینه سازی تگ ها

دوبلین کُر یا به انگلیسی Dublin Core نوعی متاتگ است که به آن Metadata نیز گفته می‌شود زیرا این نوع تگ خود متشکل از ۱۵ مورد هست که تمامی این ۱۵ مورد معرف یک بخش از سایت خواهند بود.
Dublin Core در سال ۱۹۹۵ پا به عرصه گذاشت و نام آن برگرفته از مکان تولد آن یعنی Dublin Ohio است. در ابتدا استفاده از این متاتگ بسیار رایج بود و گوگل شدیدا به آن اهمیت می‌داد اما کم کم از ارزش آن کاسته شد.
به زبان ساده دوبلین کر برای سایت شما یک کاتالوگ ایجاد می‌کند که توضیحاتی را درباره بخش‌های مختلف سایت به موتور‌های جستجو می‌دهد.
این متاتگ یا متادیتا ۲ نوع هستند: Dublin Core ساده که در ان فقط از ۱۵ عنصر استفاده شده و با قرار دادن اطلاعات ساده به معرفی سایت می‌پردازد و دارای مقادیر و تعاریف پیچیده‌تر نمی‌شود و هرکس با نگاه به آن متوجه اطلاعات موجود در آن می‌شود، اما نوع دیگر این تگ به نام Dublin Core توصیفی که اندکی کامل‌تر است که علاوه بر اطلاعات ساده و اساسی به توصیف سایت و مواردی که در ان توضیح داده شده نیز می‌پردازد.

از انجا که گوگل به بیشتر متاتگ‌ها اهمیت نمی‌دهد و فقط تعدادی از ان‌ها هستند که مورد توجه گوگل هستند بهتر هست که در این مقاله به رفتار گوگل در قبال متاتگ‌ها نپردازیم و به طور خاص به بینگ توجه کنیم.
عملکرد اکثر این متاتگ‌ها یکسان است برخلاف نوع توصیفی که علاوه بر پیچیدگی خاص خود، تاثیر بیشتر بر نتایج موتور بینگ دارد.

صرفا استفاده از متادیتا‌ها چیزی را برای شما تضمین نخواهد کرد بلکه نتایج آن به نحوه استفاده شما بستگی دارد چرا که خود متادیتا‌ها دارای نکات مثبت و منفی بسیاری هستند که موجب مواجه با نتایج مختلف می‌شود.
‌‌ همان طور که در بالا ذکر شد این متادیتا‌ها ۱۵ مورد را توضیح می‌دهد:

  1. عنوان
  2. نویسنده یا خالق
  3. موضوع
  4. توضیحات
  5.  ناشر
  6. کمک کننده یا اهدا کننده
  7. تاریخ
  8. نوع
  9. قالب و شکل کلی
  10. شناسه
  11. منبع
  12. زبان
  13. ارتباط و یکسان بودن
  14. پوشش
  15. حقوق

در خصوص نحوه صحیح استفاده از این نوع متادیتا‌ها که عملکرد اندک پیچیده‌ای دارند در مقالات آینده توضیح داده خواهد شد.

 

منبع : سئوموز
 



:: بازدید از این مطلب : 395
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 06 خرداد 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

نکات مهم در شبکه های اجتماعی

در استفاده از شبکه های احتماعی مواردی هستند که رعایت انها بسیار مهم میباشد و به نوعی در صورت رعایت این فاکتورها قدمی مثبت در جهت سئوسازی خود برداشته اید.

در استفاده از شبکه های احتماعی مواردی هستند که رعایت انها بسیار مهم میباشد و به نوعی در صورت رعایت این فاکتورها قدمی مثبت در جهت سئوسازی خود برداشته اید.
اما نحوه ی استفاده از شبکه های اجتماعی بسیار مهم میباشد یعنی استفاده ی بهینه از ان مهم میباشد در صورت استفاده ی نادرست این شبکه ها میتواند نتایح معکوس نیز داشته و باعث شود سایت شما در نتایج اخر قرار بگیرد. در این مقاله آموزش سئو نکاتی کوتاه اما مفید را ذکر میکنیم که رعایت انها بسیار مهم میباشد در صورت رعایت این نکات به نتایج مثبتی خواهید رسید.

به دنبال کلمات کلیدی بگردید
اولین قدم در بهینه سازی هر سایت جستوجو کلمات کلیدی و انتخاب بهترین ها میباشد. برای این کار ابتدا در سرویس های بررسی سایت به دنبال کلمات کلیدی سایت خود بگردید . بهترین ابزار برای انجام این کار Google Adwords میباشد که استفاده از ان برای ایرانیان امکان پذیر نمیباشد.ابزار های زیادی برای این منظور وجود دارد که ما سایت SheerSeo را به شما توصیه میکنیم.کلماتی که به عنوان کلمات پیشهادی و یا بیشتر استفاده در سایت شما معرفی میشود را در توییت ها و یا مطالب ارسالی خود در فیس بوک بیشتر استفاده کنید.

استفاده از Social Segmeting
استفاده از Segmenting برای آمار از شبکه‌های اجتماعی
از این بخش استفاده کنید برای معلوم شدن ورودی ها از شبکه های اجتماعی میباشد قدم مهمی میباشد حتما این کار را در گوگل انالیتیکز انجام دهید.

 کوتاه کردن لینک
حتما و حتما از سایت های کوتاه کننده ی ادرس استفاده کنید مخصوصا در توییتر سعی کنید تا جایی که امکان دارد از ادرس های کوتاه استفاده کنید.این کار باعث میشود شما یک ریدایرکت ۳۰۱ به ادرس خود اضافه کنید که بسیار در سئو موثر است.

استفاده از لینک های کوتاه شخصی بسیار جالب و مفید میباشد اما استفاده از سایت های کوتاه کننده ی لینک مانند bit.ly نیز توصیه میشود این سایت خود نیز این امکان را میدهد که ادرس های کوتاه شده را انالیز کنید و تعداد کلیک ها را مورد بررسی قرار دهید همچنین میتوانید ادرس شخصی خریداری کنید.

برای معرفی سایت های کوتاه کننده ی لینک و نکات مثبت و منفی هر کدام به سایت زیر مراجعه کنید:
URL Shorteners: Which Shortening Service Should You Use?

مطمئن شوید که متن به راحتی قابل استفاده است
این فاکتور بسیار مهم میباشد. نه تنها در شبکه های اجتماعی بلکه در دیگر بخش های دیگر سئو نیز باید به ان توجه داشت بدین معنا که مطلب شما باید دارای Url باشد که :

  1. القای مفهوم کند یعنی ادرس نمایان محتوای موضوع باشید.
  2. راحت کپی شود و مشکلی در زمان کپی کردن ایجاد نکند.

این امر در ادرس هایی که عنوان به صورت انگلیسی میباشد بسیار مفید میباشد اما در ادرس هایی که به صورت فارسی میباشند در بخش دوم به مشکل برمیخورید.

بررسی سرعت سایت
حتما بررسی کنید که ایا سایت شما میتواند در مقابل ورودی ها زیاد مقاوم باشد این مورد مهم میباشد که با کوچک ترین ورودی سایت به دلیل داون شود. اگر این کار چندین بار اتفاق بیوفتد باعث میشود بازدید کننده ای که وارد سایت شما میشود اگر ببیند سرعت لود سایت بالا است یعنی خیلی زمان میبرد که سایت باز شود و یا وقتی کلیک میکند مشاهده کند که اصلا سایت باز نمیشود دیگر به سایت شما سر نخواهد زد و این برابر با از دست دادن بازدید کننده است.

 

منبع : سئوموز

 




:: بازدید از این مطلب : 292
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 06 خرداد 1399 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران